مصطفى النوراني الاردبيلي

201

دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى )

اين مدت به تدريج آن در زمين بزرگتر شود تا مقدار بيخ درخت خرما شود ، در بزرگى آن را ريوند مىگويند . « 1 » ريواج : ريواس ، ريباس گياهى از تيره ترشكها ، هفت بندها كه گونه خوراكى ريوند چينى است . ساقه‌هاى هوايى و دمبرگهاى آن محتوى مواد ذخيره‌اى و اسيدى است و بدين جهت مورد استفاده خوراكى قرار مىگيرد . ريباس ، اشغرغ ، اشطياله : شربتى كه با عصاره ريواس تهيه كنند . « 2 » گياهى است كه بهاران بر كوهساران مىرويد و همقوت ترشاب ترنج و غوره است . مزاج : در دوم سرد و خشك است . خاصيت : خاموش كننده گرمى ، بند آورنده خونريزى ، تسكين دهنده گرمى ، در علاج طاعون مفيد است . افشره‌اش را در چشم كشند ديد را قوى كند ، براى اسهال صفرايى مفيد است ، براى حصبه و آبله و طاعون سودمند است . « 3 » در هدايه به جاى ريواس ريواج آمده است و صاحب اغراض چنين مىنويسد : ريواج ، ريباس بوده و همچون غوره است صاحب تحفه در ذيل ريباج مىنويسد : اسم فارسى بوده و معروف و مشهور است و بيخ آن ريوند مىباشد . ريباس معرب نامهاى فارسى : ريواس ، ريويز ، ريويج ، ريواج است . « 4 » اسم من ريواس است اعراب مرا معرب كرده ريباس و ريباج مىگويند در فارسى به ساقه زيرزمينى من كه عده‌اى به غلط آن را ريشه مىدانند ريوند و اعراب به آن راوند مىگويند . زادگاه اوليه من ايران ، چين و تبت است . در حالى كه ايرانيان بهترين نوع طبى مرا ريوند چينى مىدانند فرانسوىها نوع ايرانى را مرغوبتر دانسته و آن را سفيد و سلطنتى مىخوانند .

--> ( 1 ) - صيدنه ، ج 1 ، ص 326 . ( 2 ) - فرهنگ فارسى ، دكتر معين ، ج 2 ، ص 1707 . ( 3 ) - قانون در طب ، ص 307 . ( 4 ) - فرهنگ داروها و واژه‌هاى دشوار ، ص 181 .